تبليغاتX
يادداشت‌هاي خاكستري
يادداشت‌هاي خاكستري
وبلاگ سید مهدی قریشی (مقالات و نظرات)
رأي سيزده ميليوني ميرحسين موسوي شامل طيف هاي مختلف و بعضاً متضادي بود كه با انگيزه‌هاي گوناگون به پاي صندوقهاي اخذ رأي رفته و به ايشان رأي دادند.پس از شركت گسترده مردم در انتخابات و پيروزي با اختلاف زياد دكتر احمدي نژاد ، متأسفانه كانديداي شكست خورده تحمل اين شكست را نياورد و با ادعاي واهي تقلب در انتخابات به فرافكني پرداخته و توانست طرفداران خود را به خيابانها بكشاند‍ [البته اين مطالب را با فرض ساده و تقريباً محال اينكه هيچگونه برنامه قبلي و پروژه اي در كار نبوده باشد مطرح مي‌كنيم]‍.
با گذشت زمان و روشن شدن حقايق ، حضور طرفداران و ادامه حمايتها كمرنگ تر گرديد بطوريكه از اولين شركت حاميان مهندس موسوي در راهپيمايي – البته غير قانوني - پس از انتخابات و صدور بيانيه ها و فراخوانهاي بعدي جهت حضور دوباره مردم در خيابانها تا آخرين آن در 13 آبان شاهد ريزش گسترده و رسوايي بزرگي براي رهبران به اصطلاح جنبش سبز هستيم.
وقايع پس از انتخابات و علت و عوامل آن بارها تبيين گرديده و تمامي زواياي آن روشن شده است و قصدي براي بررسي مجدد آن در اين مجال نداريم ليكن در اقدامي برنامه‌ريزي شده و هماهنگ سعي شده به غلط تمامي كساني را كه به آقاي موسوي رأي داده و طرفداري نموده اند در قالب اصطلاح "جنبش سبز"  تعريف شوند.اين در حاليست كه عمده كساني كه به آقاي موسوي رأي داده اند خيلي زود متوجه واقعيت شده و مخالفت خود را از ادامه روند غلطي كه آغاز شده بود نشان دادند.
در واقع طرفداران مهندس موسوي را مي توان با ملاكهاي متفاوت به دسته هاي مختلف تقسيم بندي نمود كه شايد بهترين روش براي جداسازي آنها بر اساس يك بازه زماني باشد.

دسته اول - از زمان اعلام كانديداتوري تا برگزاري انتخابات
 مهندس موسوي در ابتداي كار با شعارهايي براي خوشايند مردم و بيان اينكه انقلاب و كشور به خطر افتاده و نياز به منجي‌اي چون او دارد سعي در جلب نظر افكار عمومي نمود و با اعلام اينكه بصورت مستقل وارد عرصه شده در صدد توجه اصولگرايان و كسب آراء آنها برآمد . البته در ابتدا موفقيتهايي حاصل شد ليكن بزودي متوجه عدم اقبال عمومي از خود شد چرا كه شعارهاي موسوي همان مطالبي بود كه رئيس جمهور فعلي آنها را وعده داده و در طي چهار سال به آن عمل نموده بود .بعلاوه اينكه مردم در واقعيت نه تنها چيزي در خصوص دورشدن از آرمانهاي انقلاب و خطري براي كشور احساس نمي‌كردند بلكه تقويت نظام و بازگشت به اصول انقلاب را تجربه كرده بودند. لذا كسي كه مستقل بودن خود را تا آنجا تبليغ مي‌كرد كه حتي" حاضر به چاپ عكس خود براي تبلغيات انتخاباتي نيست" مجبور به يارگيري تشكيلاتي و حمايت طيف‌هاي افراطي اصلاح طلب خصوصاً احزاب دوقلوي مشاركت و سازمان مجاهدين شد و حتي به دنبال جلب نظر گروهك غيرقانوني نهضت آزادي برآمد. در مجموع اشخاص و گروههاي ذيل را مي‌توان در اين دسته برشمرد:
1- كساني كه هنوز خاطره‌اي خوش از دوران دفاع مقدس در ذهن داشته و مهندس موسوي را به عنوان نخست وزير دفاع مقدس مي‌شناختند و جواناني كه فقط تعاريفي از آن دوران شنيده و به واقعيات دسترسي نداشتند( اين گروه را شايد بتوان بزرگترين گروه رأي دهندگان به آقاي موسوي دانست(
2- تمامي اصلاح طلبان و جناح چپ
3- مفسدين اقتصادي و كساني كه هميشه از رانت هاي مختلف استفاده و قدرت و ثروتي كسب نموده بودند ولي در طول دوره رئيس جمهور احمدي نژاد زيانهاي زيادي متوجه آنها شده بود.
4- جواناني كه تحت تأثير تبليغات فراوان فريب شعارهاي پرطمطراق و تهي از واقعيت همچون آزادي و ... را خورده بودند،شبيه اتفاقي كه در دوم خرداد 76 افتاد.
5- برخي شخصيتها و گروه هاي به اصطلاح اصولگرا كه با احمدي نژاد مشكل داشتند. كم كم هر چه زمان برگزاري انتخابات نزديكتر مي‌شد تندرويها و دور شدن از اصول انقلاب و نظام توسط مهندس موسوي بيشتر و همراهي رسانه هاي بيگانه و دشمنان نظام با وي روشن تر مي شد و با پيوستن ضد انقلاب داخلي و خارجي - فمينيستها - سلطنت طلبان - بهائيان و ... حتي سازمان منافقين به حاميان موسوي حلقه مورد نظر تكميل گرديد.
در اينجا بايد دوباره تاكيد شود كه تمامي 13 ميليون رأي مهندس موسوي از يك جنس خاص نبوده و نبايد بدنبال ارتباطي بين توده مردمي كه به ايشان رأي داده اند با ضدانقلاب و مخالفين نظام بود چراكه همانطور كه اشاره خواهد شد بزودي اكثريت رأي دهندگان به مهندس موسوي كه مردم عادي را شامل مي شد با كشف واقعيت حمايت خود را از  ايشان ادامه ندادند.

دسته دوم – از بعد از برگزاري انتخابات تا اولين نماز جمعه پس از انتخابات

پس از اعلام نتايج و شكست اصلاح طلبان ، پروژه القاي تقلب در انتخابات كه از پيش از برگزاري آن آغاز شده بود با تبليغات فراوان پيگيري شد و مهندس موسوي با صدور بيانيه ها و ايراد اتهامهاي دروغين به نظام و دستگاه‌هاي قانوني با دعوت از هواداران به حضور در خيابانها عملاً زمينه اغتشاش و ضربه به نظام اسلامي را فراهم كرد. تبليغات براي جا انداختن طرح تقلب در انتخابات آنقدر گسترده بود كه رأي دهندگان به مهندس موسوي با قبول اين اتهام در اولين راهپيمايي پس از انتخابات حضور چشمگيري پيدا نمودند . در اين مورد نمي توان بسياري از مردم را مقصر دانست چرا كه چه كسي فكر مي‌كرد شخصيتي كه با شعار "بازگشت به قانونگرايي" و تبليغات گسترده در اين زمينه وارد عرصه انتخابات شده خود پايبند به قانون نباشد ، كسي كه رقيب خود را به "دروغگويي" متهم مي كند خود بزرگترين دروغ تاريخ انقلاب را منتشر نمايد!!! مردم با اعتماد به وي رأي داده و تصور مي كردند كانديدايشان حقيقت را مي‌گويد و مورد ظلم واقع شده است. بالاخره آتش فتنه شعله ور شد به خيال اينكه ديگر كار تمام است و نظام مجبور به پذيرش خواسته هاي نامشروع آنان است ولي جمعه تاريخي فرارسيد و مثل هميشه اين رهبر معظم انقلاب بود كه  آب سردي بر آتش فتنه فرو ريخته و حجت را بر همگان تمام كردند .
در دسته دوم 3 گروه مشخص قابل مشاهده است :
1- در همان عصر روز انتخابات كه مهندس موسوي به ميان خبرنگاران رفت و پيروزي قاطع خود را اعلام و فرداي آنرا روز جشن پيروزي ناميد ، بسياري از افراد داراي بصيرت و آگاهي متوجه حقيقت شده و وارد بازيهاي بعدي نشدند كه اين اولين ريزش حاميان مهندس موسوي بود .
2- مردمي كه تحت تأثير تبليغات دروغين ، توهم تقلب در انتخابات را پذيرفتند.
3-بقيه گروههاي مطرح شده در دسته بندي اول كه با نيت و برنامه قبلي بدنبال ايجاد فتنه و به خيال خود براندازي بودند.

دسته سوم – از بعد از نماز جمعه 29 خرداد تا امروز
حضور بي سابقه و باشكوه مردم ولايت مدار در نمازجمعه و سخنان فصل الخطاب مقام معظم رهبري باعث روشن شدن بسياري از حقايق گرديد و كساني كه راه را گم كرده و تحت تأثير القائات ، توهم تقلب در انتخابات را پذيرفته بودند به مسير بازگشته و از اين گونه رفتارها اعلام برائت نمودند.و اين دومين ريزش بزرگ طرفداران ميرحسين موسوي بود.
 حضرت آيت الله خامنه‌اي در تبیین مسائل مربوط به انتخابات، خطاب به ملت، نامزدهای ریاست جمهوری ، نخبگان و فعالان سیاسی مطالبی مطرح نموده و ضمن روشن كردن وظايف همگان ، كانديداهاي معترض را به عمل به قانون دعوت نمودند. پس از سخنان راه‌گشاي مقام معظم رهبري آنان كه دل در گرو ولايت داشته و هميشه پايبند به نظام و رهبري بودند صف خود را از معارضين و اغتشاش جويان جدا كردند .
كاهش طرفداران مهندس موسوي پس از خطبه هاي نماز جمعه به حدي نمايان بود كه در اغتشاشات پس از آن فقط تعدادي آنهم با شرايط خاص و از طيفهاي كاملاً مشخص حضور داشته و ديگر اثري از حضور عموم مردم در خيابانها نبود.از اينجا به بعد تنها گروه ها و كساني كه بدنبال تغيير نظام و حكومت بودند به فعاليتهاي غيرقانوني و اغتشاشات ادامه دادند غافل از اينكه ظرفيت نظام بسيار بزرگتر از آن است كه بتوانند خدشه اي به آن وارد نمايند.

كساني كه جنبش سبز را مطرح مي‌كنند به دنبال مردمي جلوه دادن و كثرت نفرات آن هستند و اين درحاليست كه اكثريت جامعه هويت واقعي چهره نفاق را دانسته و فقط تعداد معدودي كه كاري هم جز عربده كشي و خسارت به اموال عمومي از دستشان ساخته نيست عضو اين مجموعه سبز هستند. آخرين نمونه تلاش گردانندگان جنبش سبز - كه اخيراً به خوبي با نام جنبش سبز اموي شناخته مي‌شود -فراخوان شركت در راهپيمايي براي حمايت از آمريكا و اسرائيل بود كه با تمام توان تبليغاتي خود وارد صحنه شده و از تمامي ظرفيت داخلي و خارجي خود استفاده نمودند ولي تنها عده بسيار قليلي در آن حضور يافتند كه در ميانشان از اراذل و اوباش و كساني حضور داشتند كه با دريافت پول به خيابانها آمده و با آبروريزي پراكنده شده و در مقابل سيل عظيم مردم و جوانان حاضر در راهپيمايي استكبار ستيز يوم الله 13 آبان محو و نابود شدند .
با مشاهده اتفاقاتي همچون عدم حضور مهندس موسوي در ميان مردم ، بي توجهي عمومي به بيانيه هاي متعدد، واكنشهاي مردمي به برخي چهره هاي سياسي منتسب به جنبش سبز ، دوري از چهره هاي اصل انقلاب و نزديك شدن به افراد مسئله دار و مطرود حضرت امام(ره) و ... اکنون كاملاً روشن گرديده که ميرحسين موسوي نه تنها همان 13 ميليون رأي خود را نيز از دست داده و پايگاهي در ميان قاطبه مردم ايران اسلامي ندارد بلكه در بين همان جنبش به اصطلاح سبز نيز فاقد جايگاه مي‌باشد كه مؤيد آنهم سردادن شعار" نه احمدي نه موسوي فقط رژيم پهلوي" توسط همين افراد در اغتشاشات اخير بود.




منتشر شده در : 

نهال‌نيوز      بچه‌هاي قلم    ايران‌حامي     اصولگرا    


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/09/01 توسط سید مهدی قریشی